دسته‌ها
ادبيّات و هنر

از حسن اربابی (زاهدان)

باید برای درد، «دلی» دست و پا کنم
آن‌را به داغ آینه‌ها مبتلا کنم
دارد حضور عاطفه کم‌رنگ می‌شود
آهی، نثار صورت آیینه‌ها کنم
مردم هنوز پشت سرم حرف می‌زنند
اما حساب دوست ز مردم جدا کنم
دل را شهید چشم تو کردم نیامدی
وقتی که نیستی، به چه‌کس اقتدا کنم؟
دارم به انتهای خودم می‌رسم «غزل»
بهتر که دین خود به خودم را ادا کنم
هنجار این زمانه قبولم نمی‌کند
باید دروغ یاد بگیرم – ریا کنم!

3 دیدگاه دربارهٔ «از حسن اربابی (زاهدان)»

تشکر می کنم بخاطرحسن سلیقه شما در انتخاب شعر و شاعر.از پیش با اشعار زیبای این شاعرکمابیش آشنایی داشته ام علاقمندم اشعار بیشتری از ایشان ببینم.اسم مجموعه ی جدید شعرشان چیست و چطور می توانم آن را تهیه کنم؟آیا ایمیل آدرس ایشان را دارید؟ میتوانم ایمیل ایشان راداشته باشم..

خیلی اشعارتو دوست دارم حسن جان از صمیم قلب دوستت دارم و به خدا میسپارمت موفق باشی پیروز دوست دارت امیر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.