سلام،
اونقدر دلم گرفته که حتا حوصلهی نوشتن رو هم ندارم.
تعجب نکن! قديمترها وقتی حالم خراب میشد قلم و کاغذ بود که به دادم میرسید ولی چه میشه کرد، وقتی آدمها بهاين راحتی، اينهمه تغيير میکنن!؟
من اگر اينبار رفتم، رفتم آزارم مكن
اين تغافلهای بيش از پيش، در كارم مكن…
راستی يه چيزی: « قول میدم که ديگه قول ندم…! »
تا بعد…