دسته‌ها
روزنوشت

دو سالگی

چند جمله سخنی دارم. چند نگاه حرفی و دقایقی تا دست‌هایت را در دست بگیرم. روزهای عمرمان به سرعت در حال گذرند و هر روزی که می‌گذرد ما بزرگ‌تر می‌شویم، تا جایی که این روزها دیگر ما به من می‌خندد. می‌خواهم قابی بسازم از روزهای‌مان و بگذارم لب طاقچه‌ی دلم، تا همیشه نگاه‌شان کنم، تا دل‌ام برای دو سالگی‌مان تنگ نشود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.